امیری حسین و نعم الامیر

شکر خدا را که در پناه حسینیم، عالم از این خوبتر پناه ندارد.

امیری حسین و نعم الامیر

شکر خدا را که در پناه حسینیم، عالم از این خوبتر پناه ندارد.

امیری حسین و نعم الامیر

سعی‌ام براین خواهد بود که برای رضای خدا بنویسم. معیار سنجشم هم فقط امام خامنه‌ای (حفظه‌الله) خواهد بود. ان‌شاءالله.

محسن علی‌بیگی

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                             

گذشته از اظهارات چندبارة زیگمار گابریل معاون آنگلا مرکل مبنی بر اینکه «تهران برای عادی‌سازی روابط با برلین، باید که اسرائیل را به رسمیت بشناسد»، آش پسابرجام آنچنان شور شد که چندی پیش «اسرائیل هیوم» با بررسی محتوای کتب درسی ایران و اشاره به وجود اعتقادات اسلامی ازجمله شهادت‌طلبی در آن‌ها، با گستاخی تمام عنوان نمود که «یک توافق سازنده با روحانیون، نیازمند تغییر اساسی کتاب‌های درسی، راهبردها و تاکتیک‌هاست. توافقی بدون چنین تغییراتی، می‌تواند شمارش معکوس برای آغاز اولین جنگ اتمی را شروع کند.»


اسرائیل هیوم


یعنی اگر تا پیش از این انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بهانه‌ای برای تهدید اتمی علیه ایران بود، از این به بعد گفتمان شهادت‌طلبی، عاشورا، ولایت و مهدویت بهانة دشمن برای تهدید ملت ایران خواهد بود.

در چنین شرایطی اگر بنا باشد با راهبرد ژنرال‌های دیپلماسی و اساتید روشنفکر پیش برویم، باید تجربة هسته‌ای را این‌گونه تکرار کنیم که: مکتب شهادت به چه درد می‌خورد، آن را از کتاب‌ها حذف کنیم... دشمنی با اسرائیل برای ما خیلی هزینه داشته... بودجة خود را به‌جای عرصة دفاعی صرف اقتصاد کنیم تا همچون ژاپن با اقتصاد توسعه‌یافته، کمر دشمن را بشکنیم... و سیاقی به همین منوال...

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                             

ترامپ با وجود اینکه بخش قابل توجهی از جریان‌های سیاسی هر دو حزب، محافل قدرت و امپراطوری رسانه‌ای در آمریکا خواهان رأی‌آوری کلینتون بودند، رئیس جمهور شد. اما مطلقا نباید گمان کرد که او گزینة ممنوعه و فاقد شرایط لازم برای تصدی قدرت در ایالات متحده بوده و حاکمان اصلی آمریکا از مردم رودست خورده‌اند. خیر... او تنها گزینة دوم جریان سرمایه‌داری بود، همین.

اما چرا مردم به گزینة دوم رأی دادند؟

مردم آمریکا با این انتخاب به تداوم وضع موجود و مداخله‌گری آمریکا در اقصی نقاط دنیا نه گفتند و خواهان بازگشت ایالات متحده به دوران طلایی خود شدند. مردم آمریکا مسیر بازسازی قدرت را نه از رهگذر سیاست خارجی که از دل یک اقتصاد قدرتمند داخلی می‌جویند و خواهان بازگشتِ از بیرون به درون شدند.

همچنین 5 سال پس از جنبش 99 درصدی تسخیر وال‌استریت، مردم آمریکا به کلینتون به‌عنوان نماد عینی سیستم موجود و به جریان قدرت نه گفتند... به سلطة رسانه‌ها و سلبریتی‌ها بر افکار عمومی و به دهکدة جهانی به رهبری آمریکا نه گفتند... مردم دنیا این روزها بیدار شده‌اند، جهان را از دریچه‌ای دیگر می‌بینند و سیطره جریانی اختاپوسی بر عالم امروز را درک کرده‌اند که کلینتون، نماد مجسم آن بود.

 

بیداری


با این وجود در یکی از دوقطبی‌ترین انتخابات دهه‌های اخیر آمریکا، درصد مشارکت مردمی با کمترین میزان 20 سال گذشته چیزی بیشتر از 55 درصد نشد و این یعنی هنوز 45 درصد از مردم، سیستم موجود را فاسدتر از آن می‌دانند که در سازوکار به‌اصطلاح دموکراسی آن مشارکت جویند.

 

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                  

جنبش «بایکوت» که از سال 2005 با ابزارهای تحریم درصدد بوده تا اسرائیل را وادار به رعایت حقوق فلسطینیان کند، ریشه در مبارزات ضدآپارتایدی آفریقای جنوبی و مقاومت ایرلندی‌ها در برابر سلطة انگلیس در قرن نوزدهم دارد. اساس جنبش بایکوت و جنبش‌های مشابه، مبتنی بر پیگیری مطالبات عدالت‌طلبانه از طُرق مردمی به‌جای اتکا به روش‌های مرسومِ اعمال تحریم‌های دولتی است. در نتیجه چنین جنبش‌هایی با بکارگیری بدنة اجتماعی و طی مسیر «از حاشیه به مرکز»، گروه‌های پیرامونی قدرت و ارکان سیاسی را نیز با خود همراه نموده و دستگاه قدرت را وادار به تغییر رفتار می‌کنند. [1]


جنبش بایکوت


جنبش بایکوت با رویکرد تحریم کالاهای تولید اسرائیل آنچنان پیش آمده که در سال گذشته بخشی از شخصیت‌ها و نهادهای اتحادیة اروپا را به حرکت واداشت تا به جمع تحریم‌کنندگان محصولات تولیدی سرزمین‌های اشغالی بپیوندند. در چنین شرایطی میزان خرید کالاهای اسرائیلی توسط نهادهای سازمان ملل در سال 2015 نسبت به دو سال پیش از آن، افزایش 100 درصدی داشته است. [2]

از نظام بین‌الملل که مناسبات آن بر اساس تأمین و حفظ منافع آمریکا و همپیمانان آن تنظیم شده، انتظاری جز این نمی‌توان داشت. اما...

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هرچه در قانون برجام مصوب مجلس و تأیید مشروط این توافق توسط امام خامنه‌ای نگریستم، چیزی از گله‌گذاری و ستاندن قول شفاهی ندیدم. در عوض مواردی از این دست قابل مشاهده بود که دولت باید در برابر «هرگونه عدم‌پایبندی طرف مقابل در زمینة لغو مؤثر تحریم‌ها، ... اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام دهد و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و ...». [1] و [2]

گویا حقوق‌دانان محترم دولت، تنها به وقت کنسرت که اقلیتی خاص با آن سروکار دارند به یاد قانون‌مداری افتاده و در مواجهه با برجام که سرنوشت یک ملت و چندین نسل با آن مرتبط بوده، پاسبان قانون نیستند.

زمان آن رسیده که نظریه‌پردازان اعتدال به این حقیقت اذعان کنند که در دنیای امروز و نظام بین‌الملل آن به سردمداری آمریکا، تنها از موضع قدرت و اقتدار است که می‌توان از حقوق یک ملت پاسداری کرد، نه با گله‌گذاری و ستاندن قول شفاهی؛ که نتیجة چنین رویکردی را پیشتر، خداوند کریم در قرآنش فرموده:

«وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّـهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنفُسَکُم مَّا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (آیة 22، سورة ابراهیم)

«و چون کار از کار گذشت [و داورى صورت گرفت‌] شیطان مى‌گوید: «در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‌دانستید کافرم». آرى! ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت.»

 

امروزه وضعیت نظام بین‌الملل و کدخدای آن، مصداق تام و تمام این ضرب‌المثل است که: «حق گرفتنی است، نه دادنی»... اما به فضل الهی، دور نیست زمانی که در حکومت عدل جهانی امام زمان(عج)، حق به خواهش و اصرار، دادنی باشد و مستضعفین از ظلم مستکبرین در امان. از همین روست که انقلاب اسلامی برای مقابله با نظم ظالمانة موجود متولد شد تا در برابر زورگویی‌های مستکبرین ایستاده و زمینه‌ساز ظهور عدل عالم‌گیر گردد.



  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                              

اول. باید به تیم مذاکرات هسته‌ای کشورمان خداقوت گفت و از زحمات ایشان تشکر کرد.

دوم. هنوز به قدر کافی و آنچنان که باید مباحث کارشناسی درباره ماهیت متن توافق وین، منتشر نشده است و نمی‌توان قضاوت دقیقی از کیفیت متن داشت. اما محتوای این متن از دو فرض خارج نخواهد بود:

الف) متن توافق تأمین‌کننده منافع ملی و نسل‌های آینده ماست و باید تصویب شود.

ب) متن توافق، منافع ملی و نسل‌های آینده ایران را با خطر مواجه می‌کند و باید، اصلاح و یا لغو شود.

                            

در صورت صحت فرض الف، باید شکرگزار خداوند و تیم مذاکرات هسته‌ای بود و راه‌های پیمان‌شکنی طرف مقابل بدعهد، مسدود شود.


امام خامنه ای


اما در صورت صحت فرض ب که در واقع، محتمل هم هست، مسأله قدری پیچیده می‌شود. علت این پیچیدگی آن است که رسانه‌های همسو با دولت و شبکه‌های ماهواره‌ای با دمیدن در شیپور پیروزی و ایجاد دودستگی در بین مردم (صلح‌طلبان-جنگ‌طلبان، دل‌آرامان-دلواپسان، موافقان لغو تحریم-کاسبان تحریم و ...)، هزینه‌های اصلاح و یا لغو توافق را بالا می‌برند و زمینه فتنه‌ای دیگر را برپا می‌کنند. آن‌ها چنین القا می‌کنند، که از هم‌اکنون توافق حتمی است و درهای بهشت به روی ملت ایران باز خواهد شد. در صورتی که این چنین نخواهد بود. حتی اگر توافق تماما هم به نفع ایران باشد، باز درب بهشت از داخل مملکت خودمان و با اصلاح کارها به روی‌مان باز می‌شود نه با رفع تحریم‌ها. شاهد مثال آنکه که در دولت قبل، رسانه‌های مذکور، 80 درصد مشکلات را از سوءمدیریت و بی‌تدبیری دولت و 20 درصد مشکلات را ناشی از تحریم‌ها می‌دانستند، اما در دولت یازدهم، با توجه به منافع جریانی خود، تمام مشکلات (آب خوردن، اشتغال و ازدواج جوانها، تورم، رکود و ...) را به تحریمها مرتبط می‌کنند.

در چنین شرایطی است که باید روشنگری کرد و بصیرت‌ها را افزایش داد.

 

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

پس از پیگیری چهار روز بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی و نتیجه رأی مجلس به آنان، چند نکته به دست می‌آید که قابل توجه است.

1. نتیجة نهایی آرای نمایندگان با صحبت‌های مخالفان و موافقان پیوند عمیقی ندارد و بیش از آنکه صحبت‌های صحن علنی مجلس شکل‌دهندة آرا باشد، جلسات و نشست‌ها در کمیسیون‌ها و اتاق‌های مجلس و به عبارت بهتر، این لابی‌ها بودند که نتیجة رأی اعتماد را رقم زدند. چه اینکه یکی از داغ‌ترین مباحثات دربارة وزرای پیشنهادی نفت، راه‌وشهرسازی و کار بود، اما آقایان زنگنه، آخوندی و ربیعی بر خلاف کسی چون آقای سلطانی‌فر که مخالفت چندانی هم در صحن علنی نداشت، هرچند با حاشیة امنیت کم رأی آوردند.

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در ایام تبلیغات انتخاباتی، مستند اول جناب آقای دکتر روحانی عنوان داشت که برای اولین بار لفظ «امام» خمینی (ره) از سوی حسن روحانی در قبل از انقلاب استفاده شده و ایشان پیش‌قراول استعمال این لفظ ریشه‌دار در اعتقاد شیعه از سوی شخصیت‌های انقلابی بوده است. با قبول این مدعا، انتظاری به‌جا و مضاعف از آقای روحانی شکل می‌گیرد.



***

بگذارید قدری موضوع را تشریح کنم.

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

در روز شهادت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام)، بهتر دیدم که دین حداقلی خود را نسبت به یکی از محبان و شیعیان راستین آن حضرت ادا کنم. لذا به بازنشر مصاحبة شیخ حسن شحاته با نشریة «المنبر» که از سوی مشرق ترجمه شده است می‌پردازم. متن این مصاحبة تفصیلی، گویای همه چیز است.

 

 

 

* لطفاً خود را معرفی و درباره زندگی و سوابق خود برای‌مان بفرمایید.

بسم‌الله الرحمن الرحیم. این بنده، از خدای متعال و پیامبر والامقام و ائمه اطهارش اجازه می‌گیرد و تأکید می‌کند که به فضل پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) بود که پس از سختی‌هایی که برای من 50 سال به درازا کشید، اینجانب موفق به سوارشدن بر کشتی نجات اهل بیت(ع) شدم و با لطف و فضل الهی، به ولایت علی بن ابی‌طالب و دیگر ائمه اطهار(ع) گردن نهادم که این برای من، افتخاری غیر قابل وصف و بیان است.

بنده "حسن بن محمد بن شحاتة بن موسى العنانی" هستم و در روز دوشنبه سیزدهم ذی‌الحجة سال 1365 هجری قمری برابر با دهم نوامبر 1964 میلادی در روستای "هربیط" از توابع "ابو کبیر" در استان "الشرقیه" مصر در خانواده‌ای متوسط و از پدری که دارای سه همسر بود، به دنیا آمدم. مادر من، آخرین همسر پدرم بود و من دومین برادر از شش برادر هستم.

دوبار ازدواج کرده‌ام و از همسر اولم صاحب سه فرزند هستم، سپس وی را طلاق دادم و اکنون از همسر دومم، صاحب یک فرزند دخترم. پدرم آموزش قرآن را از هنگامی که در شکم مادرم بودم، آغاز کرد که این موضوع را خودش به من گفته بود. پس از پایان دوره شیرخوارگی و گرفتن از شیر یعنی در سن دو سالگی، مرا به مکتب‌خانه بردند تا قرآن را به دست "شیخ عبدالله العویل" فرا بگیرم، در حالی که در آن زمان، پنج سال و شش ماه داشتم و این تاریخ را از آنچه پدرم در گوشه قرآن نوشته است، دریافته‌ام.

پس از آن، وارد دومین دوره مکتب‌خانه شدم و به دست "شیخ محمد موسى شنب" آموزش دیدم و پس از او هم "شیخ عبدالحلیم عبدالنبی اسماعیل" آموزش مرا برعهده گرفت. پس از پایان دوره تحصیلات مقدماتی که در آن، رتبه اول را به دست آوردم هم راهی الازهر شدم.

درباره تألیفاتم باید بگویم که کتاب "إحیاء علوم‌الدین" را درحالی تصحیح و منتشر کردم که هنوز به سن 15 سالگی نرسیده بودم به همین دلیل آن را از هرگونه اکاذیب و دروغ‌پردازی ویرایش کردم. همچنین دارای قصاید و اشعار و رساله‌هایی همچون رساله "سراج الأمة، فی خصائص السادة الأئمه" و غیره هستم.

فعالیت مذهبی را خیلی زود آغاز کردم؛ چون پدرم همه فرزندان خود را با عشق و وفاداری به اهل بیت(ع) تربیت کرده بود و برای ما از شخصیت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) بسیار سخن گفته بود. او به من می‌گفت: "پسرم! امیرالمؤمنین بزرگترین حامی و یاور اسلام بود؛ وقتی ایشان در کنار پیامبر(ص) راه می‌رفتند، هیچ کس جرأت آزار و اذیت پیامبر را نداشت".

نخستین بار برای خواندن خطبه‌های نماز جمعه در حالی به منبر رفتم که هنوز به سن 15 سالگی نرسیده بودم. خطبه نماز جمعه را هم خودم به دست خودم نوشته بودم اما هنگامی که از منبر بالا رفتم، نوشته‌ها را به کناری نهادم و با کمک‌خواستن از اهل بیت و به لطف برکات و عنایت‌های آنها خطبه را به پایان رساندم.

پنج سال در مسجد "الأشراف" روستای خودمان خطبه می‌خواندم و پس از آن به عنوان امام جماعت راهی مسجد "الأحراز" در روستای مجاور شدم که از برخی فتنه‌انگیزی‌ها تأثیر پذیرفته بود. دو سال امام جماعت آن مسجد بودم و در آن مدت، تمام همّ و غمّ من مقابله با دشمنان اهل‌بیت(ع) یعنی وهابی های خبیث چه در مسجد و میان مردم عامی و چه در میان اساتید دانشگاه ها و دیگر شیوخ مصر بود.

پس از آن در سال 1968 میلادی به خدمت نظام وظیفه اعزام شدم و عهده‌دار هدایت و ارشاد معنوی نیروهای مسلح مصر در یگان مهندسی ارتش و ایراد خطبه برای آنها شدم. در این دوره قصیده خود به نام "الدرة البهیة فی مدح العترة النورانیة" را سرودم و پژوهشی درباره "فاتحة الکتاب" نوشتم. همچنین در این دوره موفق شدم، شماری از مسیحیان را به اسلام بیاورم.

 

* می‌توانید مهم‌ترین مراحل زندگی خود را خلاصه کنید؟

1 مرحله ارتش که طی آن در جنگ ماه رمضان علیه رژیم صهیونیستی مشارکت داشتم.

2 مرحله «الدورامون» که نام یکی از شهرهای استان «الشرقیه» است که هم دژ مستحکم إخوان‌المسلمین و هم قلعه وهابیت به شمار می‌آمد. در آنجا بود که توانستم بیش از 90 درصد دانش‌آموزان را به آیین تشییع درآورم.

3 مرحله قاهره که از سال 1984 آغاز و تا سال 1996 میلادی ادامه یافت که اوج فعالیت‌های مذهبی‌ام را تشکیل می‌دهد و در این دوره بود که نماز جمعه را در منطقه «کوبری» ادا می‌کردم تا زمانی که از سوی نیروهای امنیتی رژیم سابق دستگیر شدم. درحالی که در آن زمان، برنامه‌هایی در رادیو قرآن کریم و رادیو مردم و همچنین همایش‌هایی در مناطق مختلف قاهره و دیگر استان‌های مصر داشتم. سپس برنامه تلویزیون هفتگی به نام "أسماء الله الحسنى" را ضبط کردم که از شبکه یک تلویزیون مصر پخش می‌شد.

 

* وفاداری خود به امیرالمؤمنین و ائمه اطهار(ع) را کی اعلام کردید؟

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برخلاف آنچه که در بین اذهان عمومی فراگیر شده مبنی‌بر اینکه رد صلاحیت آقای رفسنجانی به سبب کهولت سن ایشان بوده است، علت اصلی و نزدیک به تامة آن، نقش اساسی و محوری آقای رفسنجانی در فتنة آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی 88، پدری ایشان برای سران فتنه و عدم التزام عملی وی به اصل مترقی و اساسی ولایت مطلقه فقیه بود. هرچند کهولت سن از دلایل موثر در رد صلاحیت بوده، اما علت اصلی همان است که عنوان شد. ناتوانی جسمی و کهولت سن، تنها به‌علت ارتباط‌گیری بهتر و آسان‌تر افکار عمومی با منطق حاکم بر آن از سوی رسانه‌ها پررنگ شد. زیرا هر فرد با هر گرایش فکری و سیاسی اذعان می‌دارد که ریاست بر قوة اجرایی کشور تنها به چندساعت کار در روز نیاز ندارد و باید پس از دولت‌های پرتلاش نهم و دهم، شاهد تلاش مضاعفی در دولت یازدهم باشیم.

آنچه در این ماجرا کاملا مشهود بود، اقتدار شورای نگهبان و به‌خصوص شخص آیت‌الله جنتی بود. شخصیتی که در طول سال‌های گذشته آماج توهین‌ها و تمسخرها بوده تا با تخریب وی، چنین روزی علیه او موضع بگیرند. اما وی همچون خار مغیلانی در چشم دشمنان داخلی و خارجی، با شجاعت تمام و بی‌توجه به هجمه‌ها و فشارها، حکم خدا را گفته و به مرّ قانون عمل نمود.

امام خامنه ای (مدظله العالی)

اما ریشة این اقتدار را باید بیرون از شورای نگهبان و جدای از اعضای آن جستجو کرد. آنجا که ولی امر مسلمین جهان در برابر گزافه‌گویی مستکبران و فتنه‌انگیزی آنان و مهره‌های داخلی‌شان کوچکترین عقب‌نشینی نکرده و از حق مردم و قانون دفاع کرد. این‌چنین است که امت بصیر و مومن نیز، به حمایت از امام خود به میدان آمده و اوج اقتدار نظام اسلامی در برابر استحاله‌طلب‌ها و براندازان را به رخ جهانیان کشاند. در واقع مهر ابطال و رد صلاحیت سران فتنه در همان روز 9 دی خورد. آنجا که مردم، با بصیرت و اخلاص «لعن علی عدوک یا حسین، خاتمی و کروبی و میرحسین» گفتند و هشدار دادند که «تاجر برشکسته، برگرد به باغ پسته». و این فتنة 88 بود که کشور را واکسینه کرد. «مردم را بر ضد میکروب‌هاى سیاسى و اجتماعى‌اى که می‌تواند اثر بگذارد، مجهز کرد؛ بصیرت مردم را بیشتر کرد.» [1]

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم


این روزها را با چنین پیش‌فرضی تصور کنید:

میرحسین موسوی پس از اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری، به رئیس جمهور منتخب مردم تبریک گفته، اما همچنان اوپوزیسیون دولت و نه اوپوزیسیون نظام باقی می‌ماند.

در این‌صورت چنان دور از ذهن نمی‌نمود، که میرحسین موسوی در چنین روزهایی به وزارت کشور رفته و با قدرتی مضاعف برای انتخابات یازدهم آماده شود و البته با آنچه که در دولت دهم گذشت، احتمال موفقیت او قابل توجه بود. اما موسوی و دیگر فتنه‌گران که غالبا دچار افکار مارکسیستی و لیبرالیستی بوده و با اسلام ناب محمدی مشکل دارند، پس از دوره‌ای که به تضعیف نظام پرداخته بودند، طاقتشان طاق شده و زمان را برای تهاجم نهایی جهت براندازی نظام مهیا می‌دیدند. غافل از اینکه، بسیاری از مردمی که با آن‌ها همراه شده بودند نه از روی عناد با نظام، بلکه به سبب اعتراض به دولت نهم با آنان هم‌نوایی می‌کردند.

و خدا را شکر، که دشمنان ما را از حمقا قرار داد.

البته در میان فتنه‌گران کسانی بودند که با نیت‌های خوب اما از روی جهل و توهم، ساز فتنه را کوک کرده و چنان تصور می‌کردند که مملکت در بحران به‌سر می‌برد و تنها خودشان نجات‌دهنده خواهند بود. البته اینان هم نتیجه‌ای به‌جز فتنه و خیانت به بار نیاوردند. « نگاه و بنای بنده بر خوش‌بینی است و به همین علت معتقدم برخی مسائل و حوادث تلخ ماه‌های اخیر، بر اثر غفلت‌های بزرگ برخی اشخاص به‌وجود آمد و باید توجه داشت که در عرصة سیاست، غفلت و اقدامات غیرمتعمدانه نیز، گاه همان نتایج خیانت را به همراه می آورد.»[1]

حال این روزها آقای احمدی‌نژاد در ماجرایی مشابه، تنها راه پیشبرد انقلاب را تفکرات بهاری دانسته و چنین تصور می‌کند که برخی غیرقانونی و از روی پدرکشتگی قصد رد صلاحیت نامزد مطلوب او را دارند. در حالی که مراد مکتب‌نرفتة ایشان و مروج مکتب ایرانی، دارای انحرافات فکری از جمله افکار پلورالیستی و اومانیستی بوده[2] و بنابر نص صریح قانون، باید رد صلاحیت شود.

  • محسن علی بیگی

بسم الله الرحمن الرحیم

جنگ کار تا پیروزی

یکی از سران استحاله‌طلب در برآوردی که از اتفاقات سال 88 داشت، به‌زعم خود به اشتباهی بزرگ پی برد و آن اینکه، در سال 88 جریان برانداز برای پیشبرد اهداف خود، تنها بر روی مردم تهران و آن هم بالانشینان متمرکز شد، در حالیکه باید اعتراضات را به کل کشور سرایت می‌داد. این‌گونه بود که استراتژی این جریان برای سال 92 از «رأی من کو؟» به «نان من کو؟» تغییر یافت و جامعة هدف، مردم عادی و به‌خصوص کارگران تعریف شد. از همین روست که می‌بینیم رسانه‌های ضدانقلاب، بیگانه و برخی از رسانه‌های داخلی بر روی مسائل کارگری متمرکز شده و با تحریک احساسات کارگران و پررنگ کردن مشکلات آنان، به اعتراضات کارگری دامن زده و به‌خیال خام خود با طرح شعارهای پوسیده‌ای همچون «کار، نان، آزادی، حکومت شورایی»، آتش نهفته‌ای در زیر خاکستر مهیا می‌کنند. «دشمن با تحریم و با فشار اقتصادىِ گوناگون سعى کرد مردم را از میدان خارج کند. می‌گویند که ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ می‌گویند؛ راحت، با وقاحت! بیشترین فشار براى این است که مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگیرند، مردم زیر فشار قرار بگیرند، شاید بتوانند به این وسیله بین مردم و نظام اسلامى فاصله ایجاد کنند. هدف، فشار بر مردم است.»[1] اما آن‌ها نه تنها در این برآورد خود اشتباه کرده‌اند، بلکه از همان استراتژی «رأی من کو؟» نسبت به «نان من کو؟»، چیز بیشتری برایشان می‌ماسید و این رویکرد به ضررشان خواهد بود.

  • محسن علی بیگی